أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

114

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

به فقر و زنبيل گردانيدنست گفتم سمعا و طاعة پس زنبيلى به من داد و مدت هشت سال در گردانيدن زنبيل بگذرانيدم در بازارها و فتوحات درويشان حاصل كردم . روزى با بعضى از بزرگان بر سر تنور آتش بوديم كه ناگاه شيخ ظهير الدين نظرى به من كرد و نيك « 226 » بنگريست بعد از آن درهمى به من داد من آن درهم بستدم و برفتم ، مرا بازخواند و فرمود من غلط كردم بازده ، پس باز دادم بشيخ ، شيخ آن درهم بستد و درهمى ديگر به من داد من بستدم و ديگر برفتم بخوشدلى و محبت شيخ « 227 » و حال آنكه هيچ تغيير در دل من نبود بعد از آن شيخ فرمود كه اى پسر بدرستى كه امر تو تمام شده است و رياضت نفس تو آخر گشته پس خرقه مرا بپوشانيد و فرمود اين ساعت دعوت خلق به راه حق ميكن و مرا تلقين ذكر كرد و مقراض مرا بداد و وصيت بارشاد مريدان كرد و بعد از آن حق تعالى مرا بر بسيارى از علما سابق ساخت « 228 » . مترجم كتاب ميگويد بلى من عدم عدم لازمه طرق فقر است من طلب شيئا جد وجد نتيجه حصول مقاصد است مردانى كه خدمت پير كرده‌اند معتقد طالبان گشته‌اند و بتأييد دين بر ديگران فائز و سابق شده‌اند و بندگان حق تعالى اقتدا بطريق مشروع و سبيل معروف او كنند و هركس كه بخودروئى و خودرائى طالب فقر گشت بيچاره در بيابان بلا سرگردان ، نه راه پيش و نه راه پس « 229 » . مصراع غيرتش غير در جهان نگذاشت * باز بايد بر سر سخن رفت

--> ( 226 ) - مد : نيك نيك . ( 227 ) - جها : بستدم و برفتم بخوشدلى بمحبت شيخ . ( 228 ) - جها : مرا بر بسيارى از علوم شاكر ساخت . ( 229 ) - جها : شاكر ساخت نتيجه امور دليل است هر دانا كه خدمت پير كرده است حيات او مقصد طالبان گشته و بتأييد و تقويت دين بر ديگران فائز و سابق شده . بندگان حق تعالى اقتدا بطريق مشروع و سبيل معروف او كردند و هركس كه بخودروئى و خودرائى طالب فقر گشت بيچاره در بيابان بلا فرسود . مصراع . نه قدمى پيش و نه راهى ز پس * باز بر سر سخن رفت